|
دنیای مجازی فناوری اطلاعات +جهان=جهان بی میهن درباره وبلاگ آخرین مطالب
آرشیو وبلاگ
عضویت درخبر نامه
چهارشنبه 9 آذر ماه سال 1390 :: 10:45 PM :: نویسنده : محمدرضا گرامی
برای این افراد همه چیز قابل لمس و
محسوس به نظر میرسد. آنها متوجه نبودند که همه آن چیزهایی که با آن
مواجهند، چه غذا، لباس، ماشینها، ساختمانها یا حتی مردم دیگر واقعا
بیتهایی هستند که به صورتی سازمان یافتهاند تا واقعیت را شبیهسازی کنند.جهان ما چطور؟ آیا واقعی است؟ حواس ما درک ما را از جهان میسازد.
دیوید هیوم(David Hume) که یک فیلسوف است میگوید: دانش بشری ناشی از ادراک است نه دلیل [source: Hume]. اطلاعات ما از طریق دیدن، بوییدن، شنیدن، لمسکردن و چشیدن جمعآوری میشود. این اطلاعات ورودی در ذهن ما به صورت جهان تفسیر میشوند و چیزی را میسازند که ما به آن واقعیت میگوییم. اما آیا آنچه ما درک میکنیم واقعیت است؟ یا
واقعیتی که در تمام این اطلاعات است باید از فیلتر ذهن ما عبور کند و این
به معنی آن است که آنچه ما تجربه میکنیم میتواند تنها نمایشی از واقعیت
باشد. این ایده جدیدی نیست. فیلسوفان برای هزاران سال بر سر واقعیت ایجادشده توسط ادراکات و واقعیتِ حقیقی بحث داشتند. استدلال از روی وهم و خیال استدلال از روی وهم، مجموعهای از ایدههاست که
میگوید آنچه ما درک میکنیم واقعا واقعیت نیست. در اینجا یک نسخه ساده
شده از استدلال را با یک مثال شرح میدهیم:دیوید در یک اتاق است و به جعبه
آبیرنگی که پشت یک دیوار شیشهای است نگاه میکند. این مثال نشان میدهد که دیوید فکر میکرده که به یک شیء آبیرنگ نگاه میکند؛ اما در واقع او در حال نگاهکردن به یک شیء دیگر است. استدلال از روی خیال مانند استدلال از روی وهم است.
وقتی ما شروع به خیالپردازی در مورد موضوعی ـ مثلا یک باغ ـ میکنیم گرچه
آن موضوع واقعی به نظر میرسد، اما درون ذهن ماست و وابسته به آن و
نمیتواند مستقل از ذهن ما وجود داشته باشد ـ این به معنای آن است که اگر
ذهن ما برای لحظهای به این باغ فکر نکند، آن باغ وجود نخواهد داشت ـ در
این صورت ادراکات و احساسات ما در مورد باغ نامعتبر است و واقعیت بیرونی
وجود ندارد. این بحث همواره در میان فلاسفه مطرح خواهد بود، حتی اگر ادراکات و احساسات ما و واقعیت یک چیز مشابه باشند. ما میدانیم که فریبدادن مغز کار آسانی است و اساس کار شعبدهبازان هم همین است. اما آیا این یعنی این که ذهن اساسا غیر قابل اطمینان است؟ اهمیت زندگی مجازی در نهایت اگر ذهن ما غیرقابل اطمینان و واقعیتی که ما درک میکنیم واقعا قسمتی از خیال باشد، آیا این موضوعی مهم است؟ اگر آنچه شما به صورت یک میز میبینید همان چیزی است که دیگران هم آن را میز میبینند، آیا فرقی میکند که آن یک صندلی باشد؟ اگر درک ما از جهان کاملا وابسته به تفسیر ما از دریافتهای حسی است، آیا این واقعیت را برای ما میسازد؟ عقلگرایان ممکن است بگویند که صحبتکردن درباره واقعیبودن آنچه ما به عنوان واقعیت تصور میکنیم، بدون عبور از محدوده تجربه و درک بشری و درک عینی حقیقت امکانپذیر نخواهد بود. هیچ راهی برای فهمیدن این که ما از این خواب مشترک بیدار شدهایم وجود ندارد و این میتواند هم به معنای این باشد که ما برای همیشه در درون یک وهم و خیال افتادهایم و هم میتواند به این معنا باشد که دریافتها و ادراکات ما دقیقا با واقعیت منطبق است و در همان وهله اول هیچ توهمی وجود نداشته است. ادراکات ما و واقعیت تا آنجا که به ما مربوط است یک چیز هستند. در همین حال، ما درحال پیشرفت در زمینه ایجاد جهان مجازی با استفاده از فناوری حواس پنجگانه هستیم. افراد در این محیط مجازی شروع به یادگیری این موضوع میکنند که در یک محیط مجازی چگونه مانند محیط طبیعی رفتار کنند و مقابل محرکهای مجازی عکسالعمل طبیعی نشان دهند. اما هنوز بسیاری از آنها کاملا آگاه هستند که در یک محیط شبیهسازیشده قرار دارند. ما همچنین پیشرفتهایی را در زمینه واقعیت افزوده
(augmented reality) میبینیم. با واقعیت افزوده ما میتوانیم دادههای
افزوده بسازیم و از دنیای اطراف خود اطلاعات بیشتری کسب کنیم. به همان اندازه که ما برای درک و تعامل با جهان اطراف خود با استفاده از فناوری روشهایی را پیدا میکنیم، به همان اندازه میتوانیم به خودمان در جداشدن از واقعیت کمک کنیم. در واقع، ما میتوانیم بدون نگرانی بگوییم این یک حقیقت مسلم است. منبع: جام جم آنلاین
موضوعات
پیوندهای روزانه
پیوندها
لوگو
آمار وبلاگ
|
||||||