|
دنیای مجازی فناوری اطلاعات +جهان=جهان بی میهن درباره وبلاگ آخرین مطالب
آرشیو وبلاگ
عضویت درخبر نامه
دوشنبه 30 بهمن ماه سال 1385 :: 08:05 AM :: نویسنده : محمدرضا گرامی
ترجمه: زینب مهدویفر این روزها نام شبکه اجتماعی یا همان Social Network زیاد به گوشمان میخورد. شبکه اجتماعی یک پدیده اینترنتی است که از دو جهت مورد استقبال قرار میگیرد. یکی اینکه راهی برای انتشار طرحهای موفق ایجاد میکند و دیگر اینکه سرویسهای متنوعی به کاربرانش ارایه میدهد. این شبکهها اندکی بعد از جا افتادن پدیده اینترنت، با کمک لیست و فهرست کریگ (Craige) راهاندازی شدند. شبکه کریگ در ابتدا تنها شامل لیستی از اتفاقات و حوادث جالب در منطقه سانفرانسیسکو بود که بعدها به وبسایت تبدیل شد. هر کسی می توانست جزییات رویدادهای رخداده را به این سایت بفرستد و در ادامه مطالب ارسالی تحت مدیریت واحد منظم میشدند.اندکی بعد این سایت به محلی برای آگهی فروش یا اجاره اموال، تبلیغات دوستیابی و غیره تغییر ماهیت داد. لیست کریگ به یک پدیده جهانی با صفحات بومی تبدیل شد که اکثر شهرهای مهم دنیا را تحت پوشش قرار میداد. در آن زمان، کریگ یکی از ارزشمندترین سایتهای اینترنت بود، در حالی که موسس آن، جز یک سرویس رایگان عمومی تلقی دیگری از آن نداشت.در حال حاضر سایت کریگ با توجه به گستردگی آن تنها توسط 20 نفر مدیریت میشود که البته این جمع، تولیدکننده مطالب پربار سایت نیستند بلکه کاربران کریگ همه بار مسوولیت را بر دوش میکشند.هر یک از اعضای سایت نیز به تنهایی کار چندانی انجام نمیدهند، اما با تلاش همگانی منبعی غنی برای استفاده عمومی حاصل میشود. بنیاد شبکههای اجتماعی نیز بر اساس کنترل حجم بالای مطالب طرحریزی شده است.با بررسی چند شبکه اجتماعی میتوان به ارزش این ایده و سودی که برای صاحبانش به ارمغان میآورد، پی برد. در ادامه از چند شبکه اجتماعی نام برده میشود که برایتان آشنا خواهد بود، ضمنآنکه باید یادآور شد که اغلب این سرویسها بیش از دهها میلیون کاربر دارند. ویکی پدیا (Wikipedia): بدون شک ویکی پدیا با بیش از 5/1 میلیون مطلب تولیدی کاربران، بهترین دایرهالمعارف جهان محسوب میشود و در یک کلام، جمع مناسبی از متخصصان را گلچین کرده است. مای اسپیس (My Space): این سایت امکان اشتراک عقاید و اطلاعات را در قالب شبکهای از دوستان و همکاران فراهم میکند. طرز کار سایت مانند درخت انگوری است که به شاخههای مختلف تقسیم شده و گسترش مییابد. در مقابل ویکیپدیا که مجموعهای کامل از حوزههای مختلف علمی است، مایاسپیس در برگیرنده عقاید و سلیقههای متنوع و گوناگون است. مطالب اشتراکی میتواند شامل موسیقی و فیلمهای دلخواه و سایر سرگرمیها و موارد مورد نظر در زندگیتان باشد در حال حاضر مایاسپیس محبوبترین سایت در ایالات متحده است.یوتیوب (you Tube): یوتیوب به عنوان شبکه تصویری مردم شناخته میشود که به همه افراد امکان فرستادن فیلم دلخواهشان را میدهد. این سایت در فوریه سال 2005 توسط سه مرد جوان طراحی شد که پرسن و سالترین آنها در سال 1995 از دبیرستان فارغالتحصیل شده بود. چندی پیش گوگل این سایت را به قیمت 65/1 میلیارد دلار خریداری کرد.بیت تورنت (BitTorrent) ، اسکایپ (Skype) و سایر سرویسهای P2P: در تمام این سرویسها میتوانید مطالبی را برای سایر افراد بفرستید. در سایتهای P2P هدف جمعآوری کلکسیونی از اطلاعات اشتراکی است، در حالی که در سایت اسکایپ فقط ارتباطات تحت VOIP مقدور است.eBay: هدف بنیانگذاران eBay ایجاد یک شبکه اجتماعی نبوده است اما در واقع آنها ناخودآگاه دست به چنین کاری زدهاند. eBay راههای جدیدی برای کسب درآمد ایجاد کرده است. مثلا شاید به ذهن کسی نرسد که هنوز خریداری برای اولین نسخه CDهای AOL پیدا شود. اما این ویژگی منحصر به فرد eBayبه شمار میرود. تخمین میزنند که بیش از یک میلیون نفر در سطح جهان از طریق این سایت زندگیشان را میگذرانند که برنامه و طرحهای اغلب آنها بسیار ابتکاری هستند. در کالاهای حراجی سایت، اعضای بدن و یا برف جلوی خانه نیز به چشم میخورد. Del.icio.us ، Stumbleupon، Digg: این سه سرویس تقریبا مشابهاند اما یکی نیستند، کار هر سه آنها جمعآوری عقاید است. هر سه حاوی لینکهای جالب و با کیفیتی هستند که توسط بینندگان به رای گذاشته میشوند. Del.icio.us ، Digg: از سرویسهای بلادرنگ و فوری برخوردارند، ضمن آنکه Del.icio.us قابلیت جستوجو با کیفیت بالا را نیز ارایه میدهد و مکملی مناسب برای گوگل به حساب میآید. گوگل یک موتور ناکارآمد و غیرهوشمند در مواقعی است که در پی یک مورد خاص میگردید. بررسیهای گوگل در وب گسترده است اما اصلا هوشمند نیست. در مقابل Del.icio.us تنها بر کیفیت تاکید میکند. به عبارت دیگر، جستوجوی گوگل تنها به صورت قاعدهای و یا Syntax است ولی Del.icio.us به صورت معنایی به جستوجو میپردازد. طرز کار Digg مانند پشتیبانی خبرگزاری رویتر از اخبار جالب است Stumbelupon نیز منبعی مناسب برای یافتن صفحات جالب و جذاب در وب به شمار میرود.Second Life: یک دنیای مجازی سه بعدی است که به دلیل امکان خرید و فروش مجازی با پول و داراییهایی مجازی بسیار معروف شده است.بسیاری از شرکتهای معروف در Second Life شعبه دارند و رویتر نیز در آن خبرگزاری تاسیس کرده است. Freecycle.org: این سایت نوعی سرویس بازیابی ارایه میدهد که راهی برای خرید و فروش لوازم دست دوم پیشپای کاربران میگذارد. در این سایت، افراد موارد مورد نیاز و یا مازاد را به صورت ایمیل اعلام میکنند. در صورتی که در کالاهای سایت چیزی لازم داشته باشید تنها کافیاست با کسی که این کالا را دارد ارتباط برقرار کنید. به همین روال نیز میتوانید دریافتن کالایی به دیگران کمک کنید. در این سایت دو اصل پایه وجود دارد: هزینه حمل و نقل به عهده خریدار است و اجناس فروخته شده از شبکه حذف میشوند که بدینترتیب از هر نوع واسطهگری و دلالی در سایت جلوگیری میشود. دنیای جنگ (World of Warcraft): دنیای جنگ محبوبترین سایت بازیهای چند نفری آنلاین است که بیش از یک میلیون کاربر دارد. این شبکه موفقترین دنیای مجازی در اینترنت محسوب میشود ضمن آنکه یک شبکه اجتماعی قدرتمند است که از نظر مالی نیز به موفقیتهای بسیاری دست یافته است. در جامع بودن دنیای جنگ هیچ شکی نیست اما نباید تنوع سرویسهای آن را از یاد برد.انتشار مطالب، سرگرمی، آموزش، سرویسهای اطلاعاتی و فعالیتهای انسان دوستانه، تنها جزیی از خدمات سایت محسوب میشود.ایده اصلی این سایت اصلا پیچیده نیست. همکاری هر کاربر به صورت جداگانه انجام میشود و در پایان فعالیتهای مختلف مدیریت شده و به صورت مطالبی ارزشمند و طبقهبندی شده درمیآیند.جالب آنکه کاربران در زمان همکاری اصلا احساس نمیکنند مشغول انجام کار خاص و مشکلی هستند. تنها کارشان چند کلیک ساده و وارد کردن اطلاعاتی جزیی است.سرمایه لازم برای ایجاد یک سایت اجتماعی با منابع بسیار محدود هم خیلی هنگفت نخواهد بود و در مقابل سود حاصل از اینکار در خور توجه است بنابراین همه سازمانهایی که تحت وب تجارت میکنند، میتوانند از سایتهای اجتماعی به عنوان فرصت استفاده کنند و از مزایای آن بهره ببرند. دوشنبه 30 بهمن ماه سال 1385 :: 08:01 AM :: نویسنده : محمدرضا گرامی
Question: Software-as-a-service is becoming increasingly popular. How has open source software or open source development contributed to this trend? Gillin: Open source has revolutionized the software business in general by dramatically lowering the cost of entry for software providers. Development tools and infrastructure components required to deliver software as a service are now inexpensive or free. This has opened the software market to a much wider audience of developers who can now start companies and deliver their products for far less money than was required just a few years ago. In short, open source is making software cheaper in that it lowers barriers to entry and creates a more competitive market. Question: Along the same lines, how has SaaS impacted the open source space? Gillin: Others may differ with me, but I do not think the impact has been substantial. Perhaps the greatest contribution of SaaS has been in tools like Google's Gmail and Google Calendar, which make collaboration cheaper and easier. Google and others have also changed the industry by the legitimizing the concept of a public beta test. It used to be that software was not released to the market until it was "ready;" however, SaaS products are typically developed in public long before they are formally released. This new mindset has been a significant change in the way companies develop software and it is the SaaS providers that have really lead this charge. I can't say, though, whether this is a good or bad thing for software overall. There are arguments on both sides of that equation. Question: Is the same true whether you're talking about the enterprise or the SMB? If not, what differences come into play? Gillin: I think the issues are quite different. Enterprises are concerned with deployment times, and SaaS has certainly helped to reduce those. I believe SMBs are more interested in the best practices that they acquire when they use SaaS applications. For example, Salesforce.com represents the knowledge not only of its developers but of its customers who have contributed their best practices over years. This access to the experiences of others is something that small businesses find to be of great value, because they could not get it otherwise. Question: About a year ago, you wrote that if an SMB was forced to choose between SaaS and open source, SaaS was the clear winner. Do you still feel that way? Why or why not? Gillin: I believe that SaaS is a fundamental shift in software development and delivery and that it will be the defining mechanism for delivering new software applications in the future. Open source is revolutionary, but not for the user as much as for the developer. The user wants simplicity, and SaaS provides that. If you look back through the paradigm shifts in computing history, it is always advances in ease of use that change things. SaaS is a revolutionary development in the user's access to powerful software. It will change everyone's expectations about the complexity and accessibility of applications. That is what is revolutionary about it. Open source is a huge contribution to this shift, but mainly in its role as a development resource. It will not revolutionize user computing the way that SaaS will. Question: Responding to your article, a blogger said he could see the day when SaaS and open source would combine. Is that a realistic possibility? Gillin: I'm not sure that's actually a very important issue. As I noted earlier, SaaS and open source are complementary. Many of the tools used to develop and deliver SaaS applications are open source tools. There is a symbiotic relationship, but the two are also exclusive in some ways. Most notably, open source software must be downloaded and installed and maintained on the user's premises. The value proposition for SaaS is that it does not need to be installed for or maintained by the user. People will use both approaches, but I believe that SaaS is the delivery mechanism that will redefine software. It is, essentially, a new platform, and platform shifts are the most dramatic changes in the computing landscape. پنجشنبه 26 بهمن ماه سال 1385 :: 10:04 AM :: نویسنده : محمدرضا گرامی
One bad apple... What if I told you that it would take only one person—one highly motivated, but only moderately skilled bad apple, with either authorized or unauthorized access to the right company's internal computer network—to steal a statewide election? You might think I was crazy, or alarmist, or just talking about something that's only a remote, highly theoretical possibility. You also probably would think I was being really over-the-top if I told you that, without sweeping and very costly changes to the American electoral process, this scenario is almost certain to play out at some point in the future in some county or state in America, and that after it happens not only will we not have a clue as to what has taken place, but if we do get suspicious there will be no way to prove anything. You certainly wouldn't want to believe me, and I don't blame you. So what if I told you that one highly motivated and moderately skilled bad apple could cause hundreds of millions of dollars in damage to America's private sector by unleashing a Windows virus from the safety of his parents' basement, and that many of the victims in the attack would never know that they'd been compromised? Before the rise of the Internet, this scenario also might've been considered alarmist folly by most, but now we know that it's all too real. Thanks to the recent and rapid adoption of direct-recording electronic (DRE) voting machines in states and counties across America, the two scenarios that I just outlined have now become siblings (perhaps even fraternal twins) in the same large, unhappy family of information security (infosec) challenges. Our national election infrastructure is now largely an information technology infrastructure, so the problem of keeping our elections free of vote fraud is now an information security problem. If you've been keeping track of the news in the past few years, with its weekly litany of high-profile breaches in public- and private-sector networks, then you know how well we're (not) doing on the infosec front. Over the course of almost eight years of reporting for Ars Technica, I've followed the merging of the areas of election security and information security, a merging that was accelerated much too rapidly in the wake of the 2000 presidential election. In all this time, I've yet to find a good way to convey to the non-technical public how well and truly screwed up we presently are, six years after the Florida recount. So now it's time to hit the panic button: In this article, I'm going to show you how to steal an election. Download the (free!) PDF (This feature for Premier subscribers only everyone.) Now, I won't be giving you the kind of "push this, pull here" instructions for cracking specific machines that you can find scattered all over the Internet, in alarmingly lengthy PDF reports that detail vulnerability after vulnerability and exploit after exploit. (See the bibliography at the end of this article for that kind of information.) And I certainly won't be linking to any of the leaked Diebold source code, which is available in various corners of the online world. What I'll show you instead is a road map to the brave new world of electronic election manipulation, with just enough nuts-and-bolts detail to help you understand why things work the way they do. Along the way, I'll also show you just how many different hands touch these electronic voting machines before and after a vote is cast, and I'll lay out just how vulnerable a DRE-based elections system is to what e-voting researchers have dubbed "wholesale fraud," i.e., the ability of an individual or a very small group to steal an entire election by making subtle changes in the right places. So let's get right down to business and meet the tools that we're going to use to flip a race in favor of our preferred candidate. پنجشنبه 26 بهمن ماه سال 1385 :: 09:59 AM :: نویسنده : محمدرضا گرامی
یک قرن پیش در سال 1895، مارکونی اولین پیام بیسیم را ارسال کرد، دو دهه قبل از آن ادیسون گرامافون را اختراع کرده بود. عصر صنعتی قرن نوزدهم زیست بوم انسانی ارتباطات را دگرگون کرده و جهان را از کهکشان گوتنبرگ به آستانه انقلاب اطلاع رسانی هدایت کرده است. در طی سالهای قرن بیستم با اختراع رادیو سپس تلویزیون و به دنبال آن با پخش برنامهها از هر دو رسانه، پیشرفتهای فنی، شتاب بیشتری یافت. اما در سه دهه گذشته، بشریت به جهشی ناگهانی دست یافت،پیشرفتهای فنی سرعت نفسگیر و تاثیری تصاعدی داشتهاند. اولین سیستمهای ماهوارهای ارتباطات بینالمللی یعنی اینتلست و اینتراسپوتینیک در اواسط دهه 60 میلادی به کار افتادند. از آن هنگام ارتباطات دور برد عصر فضا، انفورماتیک و تصویر الکترونیکی عصر فضا با آنچه به صورت متعارف رسانههای جمعی خوانده میشوند در هم میآمیختند تا مردم را به مجموعهای از ابزارهای بیسابقه، از تلفنهای موبایل ساده تا اینترنت مجهز کنند، با این هدف که آنان به ادراک خود تنوع بخشند، گزینشهای خود را بیان کنند، با دیگران به مبادله آرا بپردازند، تحولات را دریابند و نسبت به آن واکنش نشان دهند و حتی چارچوب تفکر بشر را توسعه بخشند، در حالی که پارهای از این ابزارها آنچنان گران قیمت هستند که تا سالهای بسیار، تنها در اختیار معدودی قرار خواهند گرفت، هزینه واحد بسیاری از فناوریهای مدرن بسیار کاهش یافته است. این تقلیل قیمتها به همراه استحکام بیشتر و سهولت استفاده، امروزه این توانمندیها را برای کاربردهایی در اختیار مجامع محلی قرار داده است که دو دهه قبل پیشبینی شدنی نبود، به علاوه کاربرد گسترده این وسایل ارتباطی ممکن است راه دستیابی افراد را به مشارکت همه جانبه در امور جامعه هموار کند. این سپهر رسانهای جدید، عرصه انتخاب ارتباطی ما را بسیار گسترش داده است. این محیط هماکنون فاصلهها را حذف و مرزها را محو کرده است. اطلاعرسانی، اقتصاد جهانی را هدایت میکند و امکان پخش آرای جدید را در سراسر جهان در یک لحظه فراهم آورده است، همچنین امکان ارتباط اشخاص را چندین برابر کرده و برای افرادی که در دور افتادهترین مکانها زندگی میکنند، دستیابی به تصویر و صدای سایرین را در جهان ممکن کرده است. رقابت بیشتر میتواند به پیشبرد تنوع در وسایل ارتباطی و رسانهها منجر شود، با این حال حذف مقررات یا تخفیف کنترل دولتی بر عملیات بازارها که یکی از ابزارهای تقویت رقابت است، میتواند باعث پیشبرد تمرکز مالکیت در دست عدهای محدود شود. هزینه بالای برنامههای جذاب و ضرورت تولید برای بازارهایی بسیار وسیع، شرکتها را به تشکیل گروههای منطقهای و بینالمللی واداشته است. ادغامهای عظیم اخیر که مدعی اتحاد عمل هستند شاهدی بر این مدعا به حساب میآیند. چنین تمرکزی مطمئنا دارای مزایای اقتصادی است اما از جمله مضرات آن یکنواختسازی است. همچنین آگاهی فزایندهای نسبت به این امر وجود دارد که کثرتگرایی اطلاعات را به همراه تنوع ساختارهای تولید و توزیع، پیششرط و همچنین شاخص یک دموکراسی سالم است. شهروندان بدون اطلاعات روشن، فوری و موثق آنچه حکومتهایشان انجام میدهند هیچگونه پایهای برای ارزیابی از رهبرانشان یا مشارکت در فرآیند دموکراتیک ندارند. دامنه دسترسی به اطلاعات همچنین تعیین کننده میزان توانایی شهروندان در تصمیمگیری آگاهانه و در نتیجه مشارکت در امور عمومی است. با این حال بر سر تحریف دسترسی عمومی تنشهایی بروز میکند. طرفداران آزادی دسترسی به اطلاعات، بهترین دلایل را برای خدمت مقررات مربوط به سلطه انحصاری دولت بر رسانهها دارند. هرچند بازار همیشه بهترین راه را برای دسترسی به رسانهها تضمین نمی کند، اما جوامع برای رویارویی با چنین مسائلی اقدامات گوناگون در سطوح محلی، منطقهای و ملی دست زدهاند، از جمله این اقدامات شبکههای مستقل عمومی رسانههای منطقهای ومحلی، سیاستهای حق مولف بر محور رشد فرهنگ است. یک روند روبه رشد قرار دادن این اقدامات در چارچوب سیاست فرهنگی به جای کنترل دولتی و کامل اطلاعات است. دولتها شروع به تدوین مقررات برای بخشهای خصوصی و عمومی کردهاند که نهادهای مستقل، مسئول نظارت بر حسن اجرای آنها هستند، بدین ترتیب دولتها عملا به جای محدود کردن توسعه و دستیابی به رسانهها آنها را تقویت میکنند، به علاوه برای برنامههای بسیار عالی که بر اساس یا با الهام از فرهنگ بومی ساخته میشوند، بودجه کافی اختصاص داده میشود. سرویسهای مستقل رادیو و تلویزیونی پاسخگویی به نیازهای فوری مردم را ممکن میکنند. در کشورهایی که میزان بیسوادی و کمسوادی بالا است چند رسانهایها میتوانند امکانات جدیدی برای کسب دانش و مهارتها فراهم کنند، باید به یاد داشت جوانان که مهارتهای کامپیوتری را بسیار سریعتر فرا میگیرند، نسبت بسیار بزرگتری از جمعیت این نواحی را در مقایسه با کشورهای صنعتی تشکیل میدهند. در حالحاضر اکثریت جمعیت جهان غالبا از طریق ترکیبی از خدمات دولتی با یک یا چند شبکه خصوصی، به رادیو و تلویزیون آزاد دسترسی دارند اما فقط اقلیتی بسیار کوچک که غالبا در کشورهای توسعه یافته و در میان ساکنان شهرهای سایر نقاط یافت میشوند، میتوانند از سایر خدمات بهرهمند شوند که معمولا از طریق کابل ودستگاههای صوتی و ویدئویی انجام میگیرد. اتصال به اشکال پیشرفتهتر ارتباطات بینالمللی نظیر تلویزیون ماهوارهای و شبکههای اطلاعرسانی تنها برای قشر بسیار محدودی از جامعه میسر بودهاند. بین آنان که به این خدمات دسترسی دارند و افرادی که دسترسی ندارند شکاف گستردهای وجود دارد. آزاد کردن رادیو، تلویزیون و مخابرات، توسعه آتی آن را در درجه اول برعهده بخش خصوصی میگذارد. این امر به ویژه در کشورهای صنعتی که تقاضای بازار و حذف مقررات دست و پاگیر انگیزههای جذابی ایجاد کرده است، صحت دارد. در کشورهای در حال توسعه تامین بودجه ابزارها و زیرساختهای جدید و مهارت عملی لازم در گروی تخصیص سرمایههایی بالغ بر میلیاردها دلار است. به همین سبب پیدا کردن راههایی برای مصالحه بین منافع و تواناییهای بازار و مصالح عمومی برعهده سیاستگذاران جامعه است. توسعه منابع انسانی پایدار در شماری از کشورها، الگوهای موجود توسعه اقتصادی برای مدتی طولانی رشد اقتصادی شتابانی را پدید آوردهاند ولی همین الگوها موجب شدهاند که منابع طبیعی سرمایه، تحلیل رفته یا حتی تباه شوند، به علاوه تنوع زیستی نیز به سرعت دستخوش کاستی شده است. چون این الگوها به انسان اهمیت کافی نداده است، بنابراین باید تغییر راهبردی در آن ایجاد شده و به توسعه انسانی تبدیل شود. به وجود آمدن تضاد ذهنی بین توسعه انسانی و توسعه پایدار ممکن است سبب اشتباه راهبردی شود. اگر توسعه را فرآیندی بدانیم که فرصتها و امکان انتخاب انسانها را گسترده میکند و قابلیتهای آن را افزایش میدهد، پس چنین توسعهای نه تنها باید برای نسل کنونی باشد بلکه حق نسلهای آینده نیز خواهد بود پس باید توسعه پایدار باشد. توسعه انسانی مستلزم توسعه پایدار است و توسعه پایدار به ویژه با جنبههای انسانی سر و کار دارد که با محیط زیست و نسلهای بعدی مرتبطاند. اگر هدف توسعه را پرورش قابلیتهای انسان بدانیم پس میتوانیم توسعه پایدار را مثل توسعه دائمی قابلیتهای انسانی درآوریم. این دیدگاه رفتهرفته قبول عام خواهد شد. توسعه مستمر یا جریان مداومی از فایدهها در سطحی معین، مستلزم منابعی ثابت از انواع سرمایه است. منابع سرمایه وقتی پایدار است که اگر بخشی از کل منابع سرمایه کاهش یابد، باید با سرمایهگذاری بیشتر در بخش دیگری از این منابع، کاهش پدید آمده جبران شود. به بیانی روشنتر، توسعه پایدار لزوما به این معنی نیست که منبع سرمایه طبیعی باید ثابت بماند بلکه به این معنی است که سرمایههای انسانی و مادی باید افزایش یابند تا هر فقدانی در سرمایه طبیعی رخ دهد، جبران شود. در اولین گزارش جهانی توسعه انسانی در سال 1990، توسعه انسانی به عنوان فرآیند بسط انتخابهای انسانی تعریف شده است. مقایسه این رویکرد با سه دیدگاه رفاه اقتصادی، نیازهای اساسی و توسعه منابع انسانی کمک بهسزایی به درک بهتر توسعه انسانی میکند که رویکرد رفاه اقتصادی مصرف کالاها و خدمات را اساس زندگی بهتر به شمار میآورد و از آنجایی که درآمد واقعی میزان مصرف افراد از کالاها و خدمات را یکی از عناصر زندگی بهتر میداند و برآوردن نیازهای روحی و گسترش ظرفیتهای ذهنی را عنصر دیگر زندگی بهتر به شمار می آورد که از طریق پرورش قوای ذهنی به ویژه با آموزش حاصل میشود. بنابراین نماگر پیشرفت تحصیلی در کنار درآمد سرانه در اندازهگیری توسعه انسانی مورد استفاده قرار میگیرد. به علاوه از دیدگاه توسعه انسانی، تاکید بر ایجاد ظرفیتها به جای مصرف کالاها و خدمات شرایط گسترش پایدار انتخابهای انسانی را به وجود میآورد، چرا که ظرفیتسازی امکان بازتولید مداوم کالاها و خدماتی را به وجود میآورد که نیازهای یک زندگی بهتر را تامین میکند. رویکرد نیازهای اساسی اگرچه تامین حداقل نیازهای مادی و غیرمادی را هدف قرار میدهد، اما این هدف ازطریق در اختیار قرار دادن مجموعهای از کالاها و خدمات تعقیب میکند و بنابراین از یکسو به دلیل عدم توجه به واسطه تاکید بر حداقلها به جای تاکید بر زندگی بهتر، با رویکرد توسعه انسانی تفاوت پیدا میکند. رویکرد توسعه منابع انسانی که غالبا با توسعه انسانی اشتباه گرفته میشود، اگرچه برخلاف رویکرد توسعه انسانی، دستیابی به زندگی بهتر نیست، بلکه هدف آن رشد بهرهوری فیزیکی افراد برای دستیابی به رشد اقتصادی است. توسعه انسانی اگرچه بر رشد ظرفیتهای مادی در کنار پرورش استعدادهای ذهنی تاکید میورزد، اما رشد اقتصادی را خود به عنوان ابزاری در خدمت زندگی بهتر انسانی به شمار میآورد. منبع: هفته نامه عصر ارتباط پنجشنبه 26 بهمن ماه سال 1385 :: 09:34 AM :: نویسنده : محمدرضا گرامی
Wireless به تکنولوژى ارتباطى اطلاق مى شود که در آن از امواج رادیویى، مادون قرمز و مایکروویو، به جاى سیم و کابل، براى انتقال سیگنال بین دو دستگاه استفاده شود. از میان این دستگاه ها مى توان پیغام گیرها، تلفن هاى همراه، کامپیوتر هاى قابل حمل، شبکه هاى کامپیوترى، دستگاه هاى مکان یاب، سیستم هاى ماهواره اى و PDA ها را نام برد. تکنولوژى Wireless به سرعت در حال پیشرفت است و نقش کلیدى را در زندگى ما در سرتاسر دنیا ایفا مى کند. اما تکنولوژى Wireless چه فوایدى دارد. این تکنولوژى به کاربر امکان استفاده از دستگاه هاى متفاوت، بدون نیاز به سیم یا کابل، در حال حرکت را مى دهد. شما مى توانید صندوق پست الکترونیکى خود را بررسى کنید، بازار بورس را زیر نظر بگیرید، اجناس مورد نیاز را خریدارى کنید و یا حتى برنامه تلویزیون مورد علاقه خود را تماشا کنید. بسیارى از زمینه هاى کارى از جمله مراقبت هاى پزشکى، اجراى قوانین و سرویس هاى خدماتى احتیاج به تجهیزات Wireless دارند. تجهیزات Wireless به شما کمک مى کند تا تمام اطلاعات را به راحتى براى مشترى خود به نمایش در بیاورید. از طرفى مى توانید تمامى کارهاى خود را در حال حرکت به سادگى به روزرسانى کنید و آن را به اطلاع همکاران خود برسانید. تکنولوژى Wireless در حال گسترش است تا بتواند ضمن کاهش هزینه ها، به شما امکان کار در هنگام حرکت را نیز بدهد. در مقایسه با شبکه هاى سیمى، هزینه نگهدارى شبکه هاى Wireless کمتر است شما مى توانید از شبکه هاى Wireless براى انتقال اطلاعات از روى دریاها، کوه ها و ... استفاده کنید و این در حالى است که براى انجام کار مشابه توسط شبکه هاى سیمى، کارى مشکل در پیش خواهید داشت. سیستم هاى Wireless را مى توان به سه دسته اصلى تقسیم کرد: سیستم Wireless ثابت : از امواج رادیویى استفاده مى کند و خط دید مستقیم براى برقرارى ارتباط لازم دارد. بر خلاف تلفن هاى همراه و یا دیگر دستگاه هاى Wireless، این سیستم ها از آنتن هاى ثابت استفاده مى کنند و به طور کلى مى توانند جانشین مناسبى براى شبکه هاى کابلى باشند و مى توانند براى ارتباطات پرسرعت اینترنت و یا تلویزیون مورد استفاده قرار گیرند. امواج رادیویى وجود دارند که مى توانند اطلاعات بیشترى را انتقال دهند و در نتیجه از هزینه ها مى کاهند. سیستم Wireless قابل حمل : دستگاهى است که معمولاً خارج از خانه، دفتر کار و یا در وسایل نقلیه مورد استفاده قرار مى گیرند. نمونه هاى این سیستم عبارتند از : تلفن هاى همراه، نوت بوک ها، دستگاه هاى پیغام گیر و PDAها. این سیستم از مایکروویو و امواج رادیویى جهت انتقال اطلاعات استفاده مى کند. سیستم Wireless مادون قرمز : این سیستم از امواج مادون قرمز جهت انتقال سیگنال هایى محدود بهره مى برد. این سیستم معمولاً در دستگاه هاى کنترل از راه دور، تشخیص دهنده هاى حرکت، و دستگاه هاى بى سیم کامپیوترهاى شخصى استفاده مى شود. با پیشرفت حاصل در سال هاى اخیر، این سیستم ها امکان اتصال کامپیوتر هاى نوت بوک و کامپیوتر هاى معمول به هم را نیز مى دهند و شما به راحتى مى توانید توسط این نوع از سیستم هاى Wireless، شبکه هاى داخلى راه اندازى کنید. اما آینده Wireless به کجا ختم مى شود, نسل سوم شبکه ها ،G3، نسل آینده شبکه هاى Wireless نامگذارى شده است. سیستم هاى G3 کمک مى کنند تا صدا و تصویر و داده را با کیفیت مناسب و به سرعت انتقال دهیم. پیش بینى IDC براى کاربردى شدن G3 سال ۲۰۰۴ است و در حدود ۲۹ میلیون کاربر (m-commerce mobile commerce) در آمریکا وجود خواهند داشت. از طرفى IBM معتقد است که بازار کلى تجهیزات Wireless در سال ۲۰۰۳ به رقمى بالغ بر ۸۳ بیلیون دلار خواهد رسید. • اساس شبکه Wireless به نظرتان تکنولوژى Wireless پیچیده است؟ در حال حاضر سه استاندارد در شبکه هاى Wireless با یکدیگر در حال رقابت هستند. استاندارد (Wi-Fi) 802.11b برد مناسبى براى استفاده در مکان هاى ادارى دارد. استاندارد a802.11 پهناى باند بیشترى داشته و مشکلات تداخل فرکانس رادیویى آن کمتر است ولى برد کوتاهترى دارد. استاندارد Bluetoot براى برد کوتاه مثل شبکه هاى موقت در اتاق هاى کنفرانس، مدرسه ها، یا خانه ها استفاده مى شود. علاوه بر این توضیحات، به مقایسه پهلو به پهلو مابین این تکنولوژى هاى متفاوت، با Wired Ethernet سنتى، توجه کنید. • حکومت Wi-Fi Wi-Fi در حال حاضر محبوب ترین و ارزان ترین شبکه محلى بى سیم (Wireless LAN)را دارد. Wi-Fiدر طیف رادیویى GHz2.4 عمل مى کند و مى تواند سرعت انتقال اطلاعات را تا Mbps11با دامنه ۳۰ متر بالا ببرد. تعادلى که Wi-Fi بین اقتصاد، پهناى باند، و مخصوصاً برد، برقرار کرده، آن را به صورت استانداردى برجسته براى تجارت در آورده، و کارمندان بسیارى از این تکنولوژى براى کار و محاسبات شخصى استفاده مى کنند. Wireless Ethernet WECA Compatibility Alliance سهم خود را با تضمین صد ها هزار محصول و اطمینان از کار و هماهنگى آنها با یکدیگر انجام داده. اما Wi-Fi دو اشکال دارد. اولاً از فضاى هوایى، مشترکاً براى موبایل، Bluetooth، امواج رادیویى مهم (security radios) و بقیه وسایل استفاده مى کند. بنابراین، این تداخل امواج رادیویى، آن را آسیب پذیر مى کند. ثانیاً به دلیل انتقال داده در هوا و وجود دیوار و دیگر موانع اجتناب ناپذیر، عملکرد واقعى به Mbps5، یا تقریباً نصف سرعت مورد انتظار از آن مى رسد. در عوض a802.11 دو مزیت بیشتر نسبت به Wi-Fi دارد. اولاً در فرکانس GHz15.5 تا GHz35.5 کار مى کند که کمتر مورد استفاده است در نتیجه تداخل امواج رادیویى در آن کمتر است. ثانیاً پهناى باند آن بسیار بالا است و از نظر تئورى به Mbps54 مى رسد با وجود این که عملکرد واقعى آن نزدیک به Mbps22 است، همچنان فضاى خالى براى انتقال صوت و تصویر دیجیتالى با کیفیت بالا و بقیه فایل هاى بزرگ و همچنین به اشتراک گذاشتن اتصال broadband در شبکه بیشتر از استاندارد Wi-Fi است و بعضى از تولیدکننده ها، روش هاى مخصوصى ارائه مى دهند که عملکرد را کمى بهتر مى کند. اما مشکل اصلى a802.11، برد کوتاه آن است (۱۵ متر) در مقایسه با Wi-Fi که برد آن ۳۰ متر است. در نتیجه براى اطمینان از پوشش کامل منطقه مورد نظر، مجبور مى شوید Access Point هاى بیشترى بخرید. اگرچه تفاوت قیمت تجهیزات a802.11 از Wi-Fi در حال کاهش است، ولى در حال حاضر تجهیزات a802.11 بسیار گران تر از Wi-Fi است و از نوامبر سال ،۲۰۰۲ WECA محصولات a802.11 را ارائه داد. a802.11 و Wi-Fi با یکدیگر سازگار نیستند، زیرا از دو تکنولوژى رادیویى متفاوت و دو قسمت متفاوت از طیف رادیویى استفاده مى کنند. به هر حال تجهیزات استانداردى براى هر دو تکنولوژى وجود دارد که تبدیل آنها به یکدیگر را بسیار راحت کرده است. براى انتخاب استانداردهاى ذکرشده نکات زیر را در نظر داشته باشید. اگر در حال حاضر از یکى از این استاندارد ها در کار خود استفاده مى کند، حتماً از همان استاندارد در منزل استفاده کنید، این کار ارتباط را راحت تر مى کند. اگر از لحاظ قیمت و سازگارى (تجهیزاتى که براى سازگارى با استاندارد هاى دیگر هستند)، مشکلى ندارید، a802.11 کارایى بهترى دارد و مى تواند ارزش پرداخت هزینه اضافى را داشته باشد. اما اگر مى خواهید دامنه بیشترى را با قیمت کمتر، تحت پوشش قرار دهید، Wi-Fi انتخاب بهترى است. • یک پشتیبانى خصوصى نام Bluetooth از نام یک پادشاه دانمارکى (به نام Harald Blaatand) که در قرن دهم زندگى مى کرده، گرفته شده است. Bluetooth تاحدى متفاوت از دو استاندارد Wi-Fi و a802.11 است. Bluetooth انعطاف پذیرى بیشترى دارد ولى در مقیاس کوچکتر شبکه هاى خانگى (personal area network) عمل مى کند. عملکرد واقعى آن فقط Kbps300 است، و برد آن تقریباً ۱۰ متر است. Wi-Fi و a802.11 براى برقرارى ارتباط بین دستگاه ها به adaptorها، مسیر یاب ها (routers)، gateway، (ایستگاه هاى) access point و برنامه هاى راه اندازى هم زمان، نیاز دارند. اما بر خلاف آنها، تمام دستگاه هایى که امواج رادیویى و آنتن هاى Bluetooth داشته باشند، با تدارکات کمى، مى توانند با یکدیگر ارتباط بر قرار کنند. دستگاه هایى که با اشعه مادون قرمز کار مى کنند (infrared)، روشى براى انتقال فورى هستند. Bluetooth به وسیله جانشین کردن پورت هاى این دستگاه ها، آنها را متعادل مى کند و این کار را با برد بهتر و بدون نیاز به دید مستقیم (line-of-sight) انجام مى دهد. حضار در جلسات به وسیله notebook هایى که به Bluetooth مجهز شده، مى توانند فایل ها را از یک سر میز کنفرانس، به سر دیگر انتقال دهند و یا فایلى را به پرینترى که به Bluetooth مجهز شده بفرستند، بدون نصب هیچ درایورى کیوسک هاى مجهز به Bluetooth در فرودگاه ها و coffee houses به شما اجازه مى دهند تا از طریق کامپیوتر کیفى (Laptop) یا کامپیوتر قابل حمل خود به اینترنت متصل شوید. Bluetooth به زودى یک وسیله استاندارد بر روى بسیارى از موبایل ها و کامپیوتر هاى قابل حمل خواهد بود تا آن جا که حتى صحبت از قرار دادن Bluetooth در وسایل خانگى نیز در میان است. اما با تمام منفعت که در تئورى براى Bluetooth وجود دارد، واقعیت این است که در حال حاضر، آشفتگى در سخت افزار و نرم افزار ناسازگار وجود دارد. به دلیل اینکه Bluetooth و Wi-Fi، هر دو از یک range فرکانسى استفاده مى کنند، در پهناى باند آنها تداخل صورت مى گیرد و عملکرد را تا ۱۰درصد یا بیشتر، کاهش مى دهد. • چگونه یک سیستم Wireless داشته باشیم هر وسیله اى که بخواهد به صورت Wireless ارتباط برقرار کند، احتیاج به امواج رادیویى دارد. اگر notebook شما قدیمى است، با اضافه کردن Wireless PC Card Adaptor، به راحتى مى توانید به شبکه Wireless متصل شوید، در حالى که notebook هاى جدید مثل Dell Inspirson ۸۲۰۰ لوازم مورد نیاز را به صورت استاندارد در خود دارند. امواج رادیویى یکپارچه a802.11 به تازگى در اختیار notebook ها قرار گرفته. Compact Flash Card هاى کوچکتر مانند D-Link DCF-650W کارایى خوبى براى کامپیوتر هاى قابل حمل دارند، اما گران هستند و برد محدودى دارند. براى کامپیوتر هاى رومیزى desktops، USB یا PCI مناسب است. WECA سازگارى Wi-Fi را تضمین کرده، اما این سازمان به تازگى اقدام به تست ابزارهاى a802.11 کرده است. زمانى که تمام وسایل شما براى برقرارى ارتباط Wireless آماده شد، به یک ایستگاه access point (AP) نیاز دارید. AP مانند یک Hub در شبکه Wireless عمل مى کند. کامپیوترها از طریق AP مى توانند ارتباط broadband (طیف باز) برقرار کنند. در شبکه هاى سیمى (wired)، از AP براى اضافه کردن وسایل Wireless استفاده مى شود با اضافه کردن AP هاى بیشتر، مى توانید شبکه تان را به مکانى بزرگتر گسترش دهید. AP ها را در الگویى که همدیگر را پوشش دهند قرار دهید تا نقاط کور را به حداقل برسانید با اضافه کردن AP ها به شبکه سیمى (wired)، مى توانیم از آنها به عنوان bridge استفاده کنیم، که این AP ها سیگنال ها را براى AP هاى دیگر تقویت مى کنند تفاوتى نمى کند که از چه استانداردى براى شبکه استفاده مى کنید، آن را نصب کنید و مراحل مقدماتى آن را انجام دهید؛ ما شما را براى استفاده از آنها راهنمایى مى کنیم. با در دست داشتن نقشه طبقه خودتان و لوازم مورد نیاز، مى توانید که آنها را کنار هم بگذارید و از آنها استفاده کنید. بعد از انتخاب استانداردهاى مورد نظر، چند وسیله دیگر نیاز خواهید داشت. این وسایل شامل نوار اندازه گیرى (tape measure) و چند کابل شبکه از نوع Cat5 است. راه اندازى شبکه محلى Wireless، از آغاز تا پایان، کمتر از یک ساعت وقت مى گیرد. سناریویى که ما به عنوان نمونه در نظر گرفتیم، شامل راه اندازى AP در شبکه Wireless و چند کاربر (client PCs) براى اتصال broadband است، اما همان اطلاعات عمومى براى نصب مسیر یاب ها (routers) و gateway ها، در شبکه Wireless کاربرد دارند. نویسنده : حسین افتخارى منبع:www.itpaper.ir موضوعات
پیوندهای روزانه
پیوندها
لوگو
آمار وبلاگ
|
||||||